جمعى از نويسندگان

18

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

3 - تفاوت رويكرد عرفان راستين و عرفان هاى دروغين به جامعه : عرفانهاى دروغين ، مخدر جامعه هستند و انسان را از مسائل جمعى دور ساخته و در لاك حلقه ها فرو مى برند ؛ در حالى كه عرفان راستين ، عرفانى است كه از قيد و بند آداب خانقاه و پيرايه‌هاى صوفيانه به دور است و در قالب آيات و روايات خود را عرضه مىكند . چنين عرفانى ، نه تنها مخدر جامعه نيست ؛ بلكه مولّد و محرّك جامعه نيز هست . در عرفان اسلامى ، پيامبر اسلام ( ص ) و ائمه هدى ( ع ) الگوهاى عينى و عملى به شمار مى آيند كه بر مطلق انسان ولايت دارند و جامع اوصاف و اسماء الهى اند . و آنان در معاش و معاد ، اعتدال را برگزيده اند و بين جهاد اكبر و جهاد اصغر جمع نموده و قصد خدمت به خلق و پيوستن به حق داشته اند ؛ در حالى كه عرفانهاى دروغين سعى دارند انسان را از جامعه ببرند و تقيد به شريعت را كنار نهند و اباحه گرى را ترويج نمايند و با ترك برخى لذايذ دنيا ، به ساير مقامات دنيوى برسند ؛ يعنى بخشى از دنيا را فداى بخش ديگر كنند . پس عرفان اسلامى غير از تصوف و عزلت گزينى است و در حديثى از امام رضا آمده است : « من ذكر عنده الصوفيه و لم ينكرهم بلسانه و قلبه فليس منّا و من أنكرهم فكأنّما جاهد الكفار بين يدى رسول الله » ( مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 323 ) ؛ هر كس كه ذكرى از صوفيه نزد او شود و با قلب و زبانش آنان را انكار ننمايد ، از ما نيست و هر كس كه آنان را انكار نمايد ، گويا در پيشگاه پيامبر به جنگ با كفار رفته است . در بازار گرم عرفان هاى نو ظهور امروزى و با توجه به دام افتادن برخى از جوانان ، توجه به سيره و منش بزرگان عرفان اسلامى ، همچون سيد على آقا قاضى طباطبائى ( ره ) مىتواند گره گشاى بسيارى از معضلات و مشكلات جامعه امروزى باشد . يكى از علل رشد قارچ گونه مدعيان دروغين عرفان و معنويت ، قصور در معرفى كامل عرفان اصيل و ناب اسلامى به جوانان اين مرز و بوم است . البته برخى از عرفاى دينى نيز پا نهادن عارف به دنيا و ورود به صحنه اجتماع را دون شأن و منزلت او مىدانند . از نظر آنان پست‌ترين عرصه وجود ، دنياست و كسانى كه عمر گرانبهاى خويش را صرف تدابير امور دنيوى مىكنند ، از نعمت عرفان حقيقى بىبهره‌اند ؛ آنان هيچ گاه به دنياى فانى نظر ندارند و براى حفظ گوهر عرفان فارغ از خلق ، به گوشه عزلت رو مىآورند ، و دعوت به سكوت و انزوا را به همه گوشزد مىكنند و در مقابل درد و مسؤوليت اجتماعى و بىاعتنايى در برابر ظلم و ستم خود را چنين توجيه مىكنند كه اراده عالم در دست خداست و هر چه او بخواهد واقع مىشود و با اين اعتقاد ، زياده‌خواهى صاحبان مال و جاه و